امیدوارم از مطالب وببلاگ لذت ببرید.ادمین مهزیار
↓↓↓سایت های محبوب فقط یا یک کلیک
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
مقاله ای برای امام زمان
نوشته شده در شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
ساعت : ۳:٥٦ ‎ب.ظ
نویسنده : مهزیار..علی..قدیر
نظرات


ولادت قائم آل محمد (عج)

بامداد جمعه ، 15 شعبان سال 255 هجری قمری بود. آن روز دوازدهمین اختر تابناک آسمان امامت ، حضرت حجة بن الحسن المهدی (ع) در خانة امام عسکری در شهر « سامرّاء» ( سرّ من رأی) دیده به جهان گشود... 


 

و جهان با مقدم مبارکش پر نور و غرق در شادی گشت.

پدر آن حضرت ، امام حسن عسکری ، یازدهمین امام معصوم بعد از پیامبر (ص) بود. مادرش دختر یشوعا ، نوه قیصر پادشاه روم ، از با فضیلت ترین زنان آن روز به شمار می رفت )1. این خانم بزرگوار را نرجس ، ریحانه ، سوسن ، صَیقل ، حَدِیثه ، حَکیمه ، مَلیکه ، خَمط و امّ محمد نامیده اند.

او در طفولیت منصب نبوت را به همراه داشت و هم چون عیسی (ع) که مریم (ع) عنایت گردید : ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم .

 رسول خدا (ص) و امیر مؤمنان (ع) و دیگر ائمه (ع) بر ولادتش تصریح نموده اند و احادیث متواتری از آنان وجود دارد که جای شک باقی نمی ماند . مادرش کنیزی بود که نرجس نام داشت . (1وی دختر یشوعا ، فرزند قیصر پادشاه روم بود که از ناحیه مادرش {ملیکه} به یکی از حواریون حضرت عیسی (ع) منتهی می گردد.(1

 پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود . در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمین خلیفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی  قرار داد . این اندیشه - که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم (ع) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای  شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بیست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد . " به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای  نهاد ، او را از میان بردارند . بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی  را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی. 

توضیحی دربارۀ  نام های حضرت مهدی (عج)

دوازدهمین حجت خداوند به خاطر داشتن صفت های زیبا و خصلت های معنوی ، القاب گوناگون را به خود اختصاص داده است که هر کدام نمایان گر برجستگی ها و والایی اوست . در این جا به توضیح برخی از القاب ایشان می پردازیم :

1- بقیة الله : این نام برگرفته از کتاب خداست که قبل از آن محمد باقر (ع) در نزدیکی شام در برابر مردم مدین از کوهی بالا رفت و چنین فریاد برآورد : «أنأ بقیة الله» بعد هم آیة شریفة ( بَقِیَّتُ اللهِ خَیرٌ لَّکُم إن کُنتُم مُّؤمِنِینَ ) را تلاوت کرد و نیز امام موسی کاظم (ع) به هنگام ولادت فرزندش ، علی بن موسی الرضا (ع) ، او را به مادرش ، نجمه خانم ، برگرداند و فرمود : خُذیة فانّه بقیّة الله - عزّوجل فی أرضه ......؛ ( او را بگیر ! همانا او بقیة الله در روی زمین خواهد بود.)

امام صادق (ع) فرمود : چنان چه خواستید به قائم (ع) درود بفرستید . باید چنین بگویید : السلام علیک یا بقیة الله ... سپس آیة شریفه : ( بَقِیَّتُ اللهِ خَیرٌ لَّکُم ... ) را قرائت فرمود.

2- تالی کتاب الله : این لقب برگرفته از احادیث و زیارت های مأثوره است ؛ یعنی تلاوت گر آیات وحی الهی (قرآن)

3- حجة الله :این نام را حضرت مهدی (عج) بر خویشتن اطلاق کرد و فرمود : أنأ حجة الله ؛ من حجت خدایم.

4- خلف صالح : او جانشین همه ی أنبیا و اوصیا است . به هنگام ظهور به خانه کعبه تکیه می دهد و چنین می فرماید: «هر کس بخواهد پیامبرانی همانند آدم ، شیث ، نوح ، سام ، ابراهیم ، اسماعیل ، موسی ، یوشع ، عیسی ، شمعون{علیهم صلوات الله}و رسول خدا (ص) را ببینند به من نگاه کند؛گویا چهرة من نمایان گر همه انبیای گذشته و نیز اوصیای سلف می باشد. »  بر همین اساس ، مرحوم اربلی نام آن حضرت را «محمد» و کینه اش را « ابوالقاسم » می داند و القاب او را « الحجة » « الخلف » « الصالح » « المنتظر» نامیده است.

5- الشرید : رانده شده و کسی که جایگاه معینی ندارد . او به خاطر تقیه و حفظ جان از دیده ها پنهان و محلّ زندگی اش نامعلوم است.

6- صاحب الزمان : در هر گوشه ای از جهان هر کاری که انجام بگیرد با اذان آن حضرت خواهد بود و دست پر برکت او در تحقق هر کار خیری ، در هر لحظه و زمانی دخالت دارد ، زیرا دعای شریفه عدیله آمده است : « و بیُمنِه رُزِقَ الوَری و بوجوده ثَبتَت الأرضُ و السماءُ » به برکت وجودش به همه روزی می رسد و به خاطر وجود مبارکش ، زمین وآسمان ثبات پیدا می کند .

همان طور که در سوره عصر آمده :                                                                                                                                                                                                               حال چنانچه خداوند (عزّوجل) موجودی را خلق کند که واسطه فیض او شود و در به کمال رساندن انسان ، خورشید ، ماه ، زمین و دیگر افلاک و هر موجودی که « زمان » بُعدی از ابعاد وجودی او می باشد ، نقش اساسی داشته باشد نباید او را « صاحب الزمان » نامید؟!! او بستر زمان است . او شروع و پایان زمان را مشخص می کند . پس آن وجود شریف ، «امام زمان» و «صاحب الزمان» خواهد بود . مقام والای او آن قد ربلند است که اگر خورشید و ماه بر آن دست رسی پیدا کنند خاموش می گردند . او خورشید و ماه را کهنه می کند ، ولی خود پیر و فرسوده نخواهد شد. این مقام والا ، مختصّ حضرت حجت - سلام الله علیه - است و جز او کسی در این جهان چنین مقامی را نخواهد داشت. از این رو  ملقّب به « صاحب الزمان » است. وجود او مسیطر بر زمان نخواهد بود . او بر وجود سلطنت دارد؛ پس پیری و فرسودگی برایشان معنا ندارد.

 

 

 

 

 

 


انتظار در کلام الهی و چند شبهه

 

انتظار، در کلام الهى

«وَعَدَ اللّه ُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَعَمِلُواْ الصَّـلِحَـتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاْءَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن  َقبْلِهِمْ وَلَیـُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لاَ یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَـآئِکَ هُمُ الْفَـسونَ»

خداوند به دین باوران مسلمانى که کارهاى شایسته و نیک انجام دهند، وعده داده است که به طور حتم آنان را فرمانروایانِ زمین گرداند،... و زمینه لازم براى حکومتِ دین در جامعه و نفوذِ آیینِ خداپسندانه را برایشان فراهم آورده، و امنیت و آرامش را جایگزین ترس ها و نگرانى ها سازد...

علائم و نشانه هاى ظهور امام زمان (ع) چیست؟

علائم ظهور چیزهایى هستند که تا وا قع نشوند حضرت ظهور نمى کنند، و حدوث هر یک از آن ها گویاى آن است که زمان ظهور نزدیک شده اما دلالتى ندارد که حضرت بعد از و قوع آن علامت، و بلافاصله ظهور مى کنند.

براى ظهور امام زمان (ع) علائم بسیارى در کتاب هاى حدیث نقل شده است; حتى برخى کتابى مستقل در این موضوع تألیف کرده اند که همه ى آن ها را نمى توان در این مختصر ذکر کرد.

احادیث اهل بیت علائم ظهور را به دو دسته تقسیم کرده اند:

 «علائم  قطعى»، یعنى علائمى که به هیچ  قید و شرطى مشروط نیست، و باید  قبل از ظهور وا قع شود. این  قسم از علائم پنج مورد است: «  طلبانه مرد یمانى»، «شورش سفیانى»، «نداى آسمانى»، «فرو رفتن زمین» و « قتل نفس زکیّه.»

آیا امام زمان (ع) زن و فرزند دارد؟

در زمینه ى همسر و فرزند داشتن امام زمان (ع) به دو دسته از روایات بر مى خوریم بر اساس این دو دسته از روایات گروهى معتقدند که امام زمان (ع) همسر و فرزندانى در دوره ى غیبت دارند، و بر طب  بخش دیگرى از روایات عده اى معتقد  شده اند امام زمان (ع)زن و فرزند داشتن شان متقن  نیست. آن کسانى که مى گویند امام زمان (ع) زن و فرزند دارند به سه دلیل تمسک جسته اند:

1 ـ  قواعد کلى: یعنى بر طبق  احکام اسلام یکى از سنت هاى مهم پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ازدواج است که امام زمان (ع) به رعایت سنت هاى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)از همه مردم اولى است.

2 ـ روایات: به عنوان مثال سید بن طاووس در جمال الاسبوع مى فرماید: روایتى با سندهاى متصل یافتم که حضرت ولى عصر (ع) را اولاد بسیارى است در شهرهاى کرانه ى دریا که آن ها هرکدام والى و حاکم اند ...

3 ـ دعاها: در برخى از دعاها نامى از فرزند امام زمان (ع) به میان آمده است مثل یا مولاى یا صاحب الزمان صلوات الله علیک وعلى آل بیتک ... على اهل بیتک ... روى هم رفته این موارد به زن و فرزند داشتن امام زمان (ع) دلالت دارند.

مرحوم کفعمى در کتاب مصباح نقل کرده است که بر طبق  روایتى همسر آن حضرت از نسل عبد العزّى پسر عبدالمطلب مى باشد ...  1 ـ لازم به تذکر است که به روایات مذکور از جهات مختلفى ایرادهایى وارد کرده اند که در این باره به کتاب یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (ع) صفحه 141 و 142 و 143 مراجعه کنید.

در مقابل دلایلى هم ا قامه شده است که آن حضرت حدا اقل هم اکنون فرزندى ندارد از جمله آنها است روایتى که مسعودى از على بن ابى حمزة ابن السّراج و ابن سعید مکارى نقل مى کند که آن دو مى گویند به خدمت امام رضا (ع)رسیدیم على بن ابى حمزه عرض کرد «از پدرانت روایت کرده ایم که امام از دنیا نمى رود تا فرزندش را ببیند.» حضرت فرمودند: «آیا در این حدیث روایت کرده اید الاّ ال ائم» عرض کردند: «بلى»، یا در روایت دیگر دارد: امامى وجود ندارد مگر این که فرزندى دارد جز امامى که حسین (ع) براى او از  قبر بیرون مى آید او فرزند ندارد 

به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسى اخبار و احادیث وارده روایت معتبرى که موجب اطمینان باشد به چشم نمى خورد، یا در عین حال نه زن و فرزند داشتن و نه زن و فرزند نداشتن هیچ کدام با احکام اسلام منافاتى ندارد; چرا که نکات منفى ترک تأهل به جهت برخوردارى امام (ع) از نیروى عصمت متوجه امام (ع)نمى باشد. در مورد خصوصیات خاص و دقیق  همسر و تعداد فرزندان مطلبى خاص در روایات به چشم نمى خورد.

 

 

 

 

 

 

 

 


پرتوى از سیره و سیماى امام مهدى(ع)

پنج سال از زندگانى او در حیات پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى گذشت.در آن مدّت، فعّالیّت مهمّ و اساسى امام عسکرى بر دو امر مهمّ متمرکز بود:1ـ احتیاط کامل از دستگاه حاکم،2ـ آشنا کردن او با یاران نزدیک خود.امام مهدى(علیه السلام) پس از پدر، مسئولیت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت.خردسالى امام پدیده اى شگفت آور نیست، همان طور که حضرت یحیى در کودکى صاحب حکم نبوّت شد، چنان که خداوند در سوره مریم، آیه 12 مى فرماید: «یا یَحْیى خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّة وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»اى یحیى! کتاب آسمانى را با نیرو بگیر. و این گونه او را در کودکى حکم نبوّت دادیم.امام حسن عسکرى(علیه السلام) چند روز پیش از وفات، به دوستان خود، در مجلسى که چهل تن از یاران وفادارش حضور داشتند و از جمله آنان محمّد بن عثمان و معاویة بن حکیم و محمّد بن ایّوب بودند، چنین فرمود:

«او بعد از من صاحب و خلیفه شماست، او قائمى است، که گردن ها منتظرانه، به سوى او کشیده می شود.هنگامى که زمین از ستم و ناروا پر شد، خروج مى کند، و زمین را از قسط و عدل سرشار مى سازد.»

غیبت‏صغرى از سال260هجرى‏تاسال329هجرى‏به‏طول‏انجامید.امام مهدى(علیه السلام) با بعضى از یاران نزدیک خود به طور مستقیم تماس مى گرفت و به آنان توصیه مى فرمود که مشاهدات خود را در میان مردم تبلیغ کنند و سفارش مى کرد که مکان و سایر خصوصیّاتى را که راه وصول به سوى او را براى مقامات دولتى آسان مى ساخت، پنهان دارند.آن حضرت به مسائل گوناگون مردم از طریق وکیلان و سفیران خود، که مورد اعتماد او بودند، پاسخ مى داد; فقط با کسانى که اخلاصشان محرزو مورد اطمینان کامل بودند و راز را افشا نمى کردند تماس مى گرفت.تلاش هاى پیگیر معتمد، خلیفه عبّاسى و پس از او معتضد، براى دستگیرى حضرت مهدى(علیه السلام) بى نتیجه ماند.مأموران براى چندمین بار در سامرّا خانه امام حسن عسکرى را محاصره کردند، همه جاى خانه را بازرسى نمودند، وقتى وارد خانه شدند از سرداب، بانگ تلاوت قرآن به گوش رسید. بر در سرداب فراهم آمدند و آنجا را محاصره کردند تا کسى نه در آنجا به درون رود و نه از آنجا بیرون آید. فرمانده سربازان بر در ایستاد تا همه سربازان به او پیوستند. امام(علیه السلام) از در سرداب بیرون آمد و از مقابلشان گذشت، وقتى از چشم ناپدید شد، فرمانده گفت: پایین بروید. گفتند آیا او نبود که از برابر تو گذشت؟ جواب داد: من کسى را ندیدم.پس چرا او را رها کردید؟ گفتند ما پنداشتیم که تو او را دیده اى.اموال و حقوق شرعى  که از طرف شیعیان به امام(علیه السلام) مى رسید، توسّط نمایندگان و وکیلان توزیع مى شد و به مصرف واقعى خود مى رسید.قسمتى از اموال به طور مستقیم به دست امام(علیه السلام)مى رسید و قسمتى را نایب، بر وفق قواعد و احکام اسلامى در صرفِ حقوق، مصرف مى کرد.
وظایف نوّاب آن حضرت، علاوه بر رسیدگى به امور مالى، گرفتن سؤالات و رساندن آن به امام و رساندن پاسخ امام به مردم بود.

 

 

 

 


درباره ی امام زمان (عج)

نام: محمّد    

نام پدر: امام حسن عسکرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شکل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سیاه بر گونه راست 

روز مولود: شب نیمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غیبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غیبت کبرى: با در گذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت از سال 329 آغاز گردید; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مکّه معظّمه.

محل بیعت: مسجدالحرام ، میان رکن و مقام.

یادگار أنبیاء: انگشتر سلیمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

یاران: سیصد و سیزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکیل دهند; و در حقیقت کارگردانان اصلى قیام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند.

مرکز حکومت: مسجد کوفه ، ــ  مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع).

وزیر و معاون: عیسى(ع) از آسمان فرود آید و به عنوان وزیر با حضرتش همکارى نماید.

(برکات حکومت و رهبرى او))))):  درهاى خیر و برکت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا کشد; مردم همه در رفاه و بى نیازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پیوسته گردند ، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نیازى نخواهد بود; و اگر زنى یا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند کسى را با آنها کارى نباشد.

مهدی کیست ؟از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

ولادت حضرت مهدی (عج ) : در سال 255 (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان  امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان وبقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .

و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت ودستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او ومشتاق یافتن ونابود ساختنش بود . تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده ودهها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند ، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند .

 

 

 

 


در رابطه با بحث انتظار مهدویت آیا در قرآن نیز آیاتى آمده است؟

مسأله صبر و انتظار براى ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ از جمله مسائلى است که دشمنان و مخالفان آن، گاه در صدد تحریف آن برمى آیند و آن را به عکسِ مفهوم حقیقى نشان مى دهند; براى رهایى از دام چنین شبهاتى; نخست لازم است با مفهوم حقیقى انتظار آشنا شویم.
انتظار، معمولا به حالت کسى گفته مى شود که از وضع موجود ناراحت و براى ایجاد وضع بهتر و مطلوبى در تلاش است; مانند تاجرى که از وضع آشفته و نابسامان بازار، ناراحت و ناراضى و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى و بهبود بازار است، در انتظار، دو حالت مثبت و منفى وجود دارد:

1.       عدم رضایت و بیگانه بودن با وضع موجود;

تلاش براى ایجاد وضعى بهتر و مطلوب.
مسأله انتظار انقلاب و حکومت عدل حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه نیز از همین قبیل است. فردى که ظهور را انتظار مى کشد، از وضع موجود ناراحت و ناراضى و خواهان وضعى بهتر است. این دو حالت، سرچشمه دو عملکرد است: یکى این که، هرگونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و تباهى را ترک کند و دیگر این که از نظر جسمى و روحى; مادّى و معنوى، خود را براى شکل گرفتن وضع و انقلابى جدید آماده کند.
انتظار نه تنها موجب خمودى و خاموشى، تحمل فساد و آلودگى در جامعه نمى شود; بلکه عاملى محرک است. در حقیقت، در این مفهوم نوعى مبارزه با وضع موجود و نوعى تغییر تاکتیک در مبارزه با دشمن نهفته است.
براى آشنایى بیش تر با چهره یک منتظر حقیقى، به این روایات توجه کنید.
۱.رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: انتظار فرج بهترین عبادت است.
۲. على بن حسین(علیه السلام) فرمود:اى اباخالد: خداوند اهل زمان غیبت را ـ کسانى که به امامتش اعتقاد دارند و منتظر ظهورش هستند ـ در آن زمان به منزله مجاهد، با شمشیر، پیش روى رسول الله قرار داد. اینان مخلص حقیقى و شیعه واقعى و دعوت کنندگان به دین خدا در نهان و آشکارند.
۳.على بن حسین(علیه السلام ) فرمود: کسى که در عصر غیبت قائم ما، بر ولایت ما ثابت و پایدار باشد، خداوند پاداش هزار شهید، همچون شهداى بدر و اُحُد را به او اعطا خواهد کرد.
۴.امام صادق(علیه السلام): منتظر امام دوازدهم، همچون کسى است که پیشاپیش رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شمشیرش را کشیده است و از او حمایت مى کند.
تعبیراتى که در این روایات به چشم مى خورد، حاکى از این است که انتظار ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) توأم با مرحله اى ویژه از جهاد وسیع و دامنه دار است. این نوع انتظار، آخرین شکل از مبارزه با دشمن است. در این روایات، از انتظار به ریخته شدن خون در راه خدا، جنگیدن زیر خیمه رسول الله و حضرت ولى عصر، و بالاترین عبادت تعبیر شده است. ولى اگر انتظار را به معناى تحریف شده اش بگیریم، هر انسان سست ایمان و ضعیفى مى توانست در صف منتظران باشد و حال آنکه سیماى منتظران در قرآن به گونه اى دیگر توصیف شده است.
قرآن مى فرماید: «وعد الله الذین ءامنوا منکم و عملوا الصـ لحات لیستخلفنّهم فى الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً...; (نور،۵۵) خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را (حکمران و) جانشین روى زمین قرار دهد; همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روى زمین را بخشید; و دین و آیینى را که براى آنان پسندید، به سودشان مستقر خواهد ساخت و ترسشان را به ایمنى و آرامش مبدل مى کند
در روایات آمده است که این آیه درباره حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) نازل شده است.
آیه فوق، مهدى و یارانش را به عنوان کسانى که داراى ایمانى مستحکم و عمل صالح هستند، معرفى مى کند.
با این تعریف ها و توصیف هایى که در قرآن و روایات از شخص منتظر شده است، مى فهمیم که او فردى داراى ایمان راسخ و استوار است و هرگز از کنار گناه و فساد به راحتى نمى گذرد. (نور،۵۵) اکنون به معانى استنباط شده از منتظر در روایات توجه کنید:
۱.صبر و تحمل حزن و اندوهِ دورى از آن وجود مقدس و نازنین;
۲. آمادگى و فراهم کردن امکانات; به گونه اى که هرگاه از ظهور حضرت آگاهى یافت، فوراً بتواند خود را به آن حضرت برساند و به ایشان خدمت و فرمانبردارى کند;
۳.ناامید نشدن از تحقق ظهور آن حضرت;
۴.منتظر فرمان جهاد امام عصر براى جنگیدن با دشمنان اسلام و حمایت از دین خدا بودن;
۵.اقتدا کردن به آن حضرت، قبل از ظهور و قیامش، با بیزارى جستن از دشمنانش و اظهار مودت و دوستى به امامان شیعه و دوستانشان.
شخص منتظر داراى چنین حالات و روحیاتى است و هرچه زمان فرج و ظهور نزدیک تر شود، کوشش خود را براى مبارزه با فساد و تباهى و یا حفظ خویشتن از آلودگى با شوق و اشتیاق بیش ترى دنبال مى کند.
وعده وصل چون شود نزدیک *** آتش عشق تیزتر گردد.
کتاب هاى زیادى در این زمینه نوشته شده است که ما تعدادى را نام مى بریم:
۱.مهدى، انقلابىِ بزرگ، آیت الله مکارم شیرازى.
۲.چشم به راه مهدى(عج)، جمعى از نویسندگان مجله حوزه.
۳.مهدى موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسى)، مترجم: على دوانى.
۴.جهان بعد از ظهور یا فروغ بى نهایت، محمّد خادمى شیرازى.
۵.مهدى منتظر، حاج شیخ محمدجواد خراسانى.


روشهای تربیت نسل منتظر

 

 

 

 


انتقال فرهنگ مهدویت به نسل نو و کسانی که آشنایی کمتری با امام مهدی دارند کار بسیار سخت، و در عین حال، با ظرافتی است و کمترین کج سلیقگی در آن باعث وازدگی از این فرهنگ خواهد شد. زیرا فرهنگ مهدویت، فرهنگ ارزشها و همان فرهنگ دین است و همانطور که انتقال ارزشهای دینی بدون ظرافتهای خاص خود، ممکن نیست انتقال فرهنگ مهدویت به نسل نو و تربیت آنها به عنوان نو منتظرانِ ظهور حضرت مهدی نیز، بدون شیوه‏های خاص خود ممکن نخواهد بود.
بحث در این موضوع را
  با این سئوال آغاز می‏کنیم که فرهنگ مهدویت و انتظار جیست؟ و اهدافی که ما با انتقال فرهنگ مهدویت به نسل نو به دنبال تأمین آنها هستیم کدامند؟ فرهنگ مهدویت قبل از اینکه به نجات و رستگاری بشر در آینده مربوط باشد به زمان حال و الان جامعه شیعه مربوط است. بدون شک، شیعه بودن یک شیعه در زمان ما در گرو اعتقاد و التزام به امامت امام زمان است زیرا در آموزه‏های شیعی آمده است که در هر عصری، امامی از طرف خداوند برای مردم تعیین شده و ایمان و اسلام فرد، جز به شناخت او و اقرار و التزام به امامتش، پذیرفته نخواهد بود. و بدون این امر، رهایی از پیامدهای مرگ، به سان مرگ در دوران جاهلیت، ممکن نیست پس باید به رزندانمان بیاموزیم مهدی کیست؟ و چه نقشی در زندگی ما دارد؟ فرزندمان باید بدانند مهدی امامی است که خداوند برای بشریت تعیین کرده و سعادت اخروی آنها در گرو اعتقاد و التزام به امامت اوست. بنابرین اولین هدفی که ما در انتقال فرهنگ مهدویت به دنبال تامین آن هستیم سعادتمند شدن فرزندمان در آخرت است. زیرا سعادت اخروی نسل نو، با اعتقاد به امامت امامی که الان در غیبت بوده و دست رسی به او برای ما ممکن نیست، گره خورده است.
دومین هدفی که ما به دنبال تامین آن هستیم تربیت زمینه سازان ظهور است بدون تردید ظهور امام زمان مرهون زمینه سازی و آمادگی عمومی مردم جهت پذیرش امر ظهور است. مردمِ معقتد به امام زمان، باید زمینه را برای ظهور آن حضرت فراهم کنند و این امر، به شناساندن وضعیت مطلوب و ایده آل، به جهانیان ممکن خواهد بود. زیرا اگر جامعه بشری وضعیت مطلوب و حیات برتری را که در جامعه مهدوی به مردم وعده داده شده است، بشناسند زودتر از مکاتب دیگر مایوس شده و مشتاق تحقق جامعه آرمانی مهدوی می‏شوند بنابرین یکی دیگر از اهداف انتقال فرهنگ انتظار به نسل نو، در واقع آشنا کردن آنها با وضعیت ایده آل جامعه بشری، به منظور شناخت جایگاه وضعیت موجود، و سپس شناساندن وضعیت ایده آل به جامعه جهانی توسط آنهاست. نسل نو باید وضعیت ایده آلی را که در جامعه مهدوی تحقق خواهد یافت بشناسد، تا بتواند جایگاه وضعیت موجود را مورد نقد و بررسی قرار دهد. زیرا کسی که وضعیت ایده آل را نشناسد کاستی‏های وضعیت موجود را نیز نخواهد شناخت و در این صورت چه بسا ممکن است مانند آن اندیشمند آمریکایی وضعیت موجود را بهترین وضعیتی بداند که برای بشریت دست یافتنی است لذا یکی از اصلی‏ترین اهداف انتقال فرهنگ مهدویت به نسل نو، شناساندن کاستی‏های وضعیت موجود به آنها و جلوگیری از رضایت به حال کنونی جامعه است. نسل نو بعد از شناخت کاستی‏های وضعیت موجود، تلاشی می‏کند تا وضعیت ایده آل بشری را برای جهانیان تبیین نماید. و تبیین وضعیت ایده آل برای جهانیان باعث پیدایش شوق و رغبت در آنها نسبت به تحقق چنین وضعیت خواهد شد. و پیدایش این اشتیاق جهانی، یکی از مقدمات ظهور امام مهدی است. در غیر این صورت امام مهدی می‏بایست بیشتر از نیمی از مردم جهان را سرکوب نماید. و چنین امری با هدف ظهور آن حضرت همخوانی ندارد.
هدف دیگری که در انتقال فرهنگ مهدویت به نسل نو دنبال می‏شود، همسان سازی شخصیت آنها با ایده آلهای جامعه آرمانیست. نسل نو با شناخت شاخصه‏های انسان عصر مهدوی، تلاش می‏کند خود را با این شاخصه‏ها هماهنگ و با انسانهای عصر ظهور همگون نماید. و این، همان چیزی است که امروزه از آن به عنوان تربیت مدیر و نیروی انسانی یاد می‏شود. بدون شک یاران حضرت مهدی و مدیران حکومت آن حضرت، از بین همین منتظران ظهور خواهند بود، بنابرین لازم است نسل نو، هماهنگ با شاخصه‏های انسان عصر مهدوی تربیت شود زیرا در غیر این صورت هرگز ظهوری رخ نخواهد داد.
با توجه به مطالب گذشته، پر واضح است که یکی از ضروری‏ترین نیازهای نسل نو، آشنا کردن آنها با فرهنگ مهدویت و انتظار است. و یکی از اساسی‏ترین پیش نیازهای تامین این هدف، بستر سازی است همانطور که گیاه در بستر مناسب، جوانه زده و رشد می‏کند و پرورش آن، بدون فراهم نمودن آب و خاک و هوای مناسب ممکن نیست، پرورش نسل نو و تبدیل آنها به نو منتظران ظهور امام مهدی نیز بدون بذر پاشی در بستر مناسب و فضای سالم، ممکن نخواهد بود. بذر اندیشه مهدویت و فرهنگ انتظار، برای جوانه زدن در وجود آدمی، نیازمند بستر و فضایی مناسب است تا رشد و نمّو نموده و در وجود آدمی ریشه دوانده و به درخت پر میوه انتظار پویا تبدیل شود. بنابرین نخستین کاری که در انتقال فرهنگ مهدویت باید انجام شود فضاسازی است. در غیر این صورت امر تربیت با موفقیّت کمتری همراه خواهد بود. مسلماً در امر تربیت، نمی‏توان برای یکایک افراد جامعه پرونده تربیتی تشکیل داد و بر فرض امکان چنین امری، تربیت آنها بدون فضای مناسب تربیتی ممکن نخواهد بود. بنابرین باید فضایی که مناسب تربیت مهدوی است ایجاد کنیم زیرا قرار گرفتن در فضایی خاص، باعث می‏شود تا افراد مطابق آن فضا حرکت کنند و اگر فضای تربیتی ما فضای تربیت مهدوی نباشد، شناساندن فرهنگ انتظار به افراد در این فضا مانند شنا کردن در خلاف جریان آب است و اما اینکه چگونه می‏توان فضا را فضای تربیت مهدوی نمود، خود سئوال مهمی است، که پاسخ دادن به آن چندان آسان نیست. فضاسازی تربیتی چند مرحله دارد. نخست باید در منزل فضای تربیت مهدوی حاکم باشد یعنی فرزندمان باید پایبندی به ارزشهای انتظار را در خانه لمس کند در غیر این صورت، ارزشهای انتظار به درستی به او منتقل نخواهد شد. همانطور که فرهنگ مسواک زدن هنگام خواب بدون پایبندی والدین به این امر، به درستی به بچه منتقل نمی‏شود فرهنگ انتظار نیز در وجود کودک بدون پایبندی والدین به لوازم این فرهنگ، شکوفا نخواهد شد. مرحله دوم، مرحله فضاهای آموزشی و در نگاه کلان‏تر، فضای جامعه است فضاهای آموزشی اعم از مراکز نگهداری کودکان و دبستانها و مدارس راهنمایی و دبیرستانها و حتی دانشگاه‏ها باید عطر و بوی فرهنگ مهدویت داشته باشد تا هر کسی که در این فضاها قرار می‏گیرد معطر به این عطر گردد. و اگر فضاهای آموزشی ما با فضای منزل هماهنگ نباشد اثرات مثبت فضای منزل را نیز از بین خواهد برد. و مهمترین مسئله‏ای که در این مرحله قابل دقت و تأمل است مسئله لزوم هماهنگی نظام آموزشی با نظام ارزشی است. متون آموزشی مراکز علمی، باید با فرهنگ مهدویت همخوانی داشته باشد. در غیر این صورت تربیت همسو با فرهنگ مهدویت بسیار سخت و بلکه غیرممکن خواهد بود.
مرحله سوم، فضای جامعه است. جامعه‏ای که درانتظار حکومت مهدی است با جوامع دیگر تفاوت بسیاری دارد. در این جامعه ارزشهای انتظار و ویژگی‏های عصر ظهور به فراوانی یافت می‏شود. حال اگر فضای حاکم بر جامعه، فضای فرهنگ انتظار نباشد تربیت نسل نو و آشنا کردن آنها با فرهنگ انتظار در این فضا بسیار مشکل خواهد بود.
مسئله دیگری که در انتقال فرهنگ انتظار حائز اهمیت است مسئله توجه به مخاطب است مسلماً مخاطبان گفتمان مهدویت و فرهنگ انتظار به گروه‏ای مختلف سنی و علمی تقسیم می‏شوند.
نخست کودکان هستند. که انتقال فرهنگ مهدویت و انتظار به آنها تنها به روش عملی ممکن است. زیرا نمی‏توان برای تفهیم فرهنگ مهدویت به کودک، از استدلال کمک گرفت بنابرین برای آشنا کردن کودکان با فرهنگ انتظار کافیست فضای منزل و مدرسه، به فضای انتظار و ارزشهای آن تبدیل شود.
مسئله دیگری که در انتقال فرهنگ مهدویت به کودکان اهمیت دارد گره زدن این فرهنگ با علایق کودکانه است مثلاً کودکان به عیدی گرفتن و قصه، علاقه زیادی دارند. در انتقال فرهنگ مهدویت می‏توان از همین علاقه کودک استفاده کرده و این فرهنگ را در قالب قصه‏های جذاب کودکانه به او منتقل نمود و یا می‏توان به مناسبتهای مختلفی مثل روز نیمه شعبان یا روز به امامت رسیدن امام مهدی، به کودکان عیدی و هدیه داد و البته عیدی و هدیه‏ای که در این روز به کودک داده می‏شود باید حداقل با هدایایی که کودک به مناسبتهای دیگر دریافت می‏کند، همسنگ و هم شأن باشد. و به عبارت دیگرباید کاری کرد که کودک به انتظار آمدن این روزها لحظه شماری کند.
گروه دوم گروه نوجوانان و جوانان هستند که می‏توان با تهیه درسنامه‏های مهدویت که متناسب با این سن و سال است و همچنین رمانهای جذاب با اقتباس از فرهنگ مهدویت، و فیلم و مانند این امور، آنها را با فرهنگ مهدویت آشنا کرد. و عمده‏ترین چالش، در انتقال فرهنگ انتظار به این گروه، ایجاد نیاز در آنهاست. ما باید در برخورد با این گروه سنی پرسشهایی را که تنها گفتمان مهدویت جوابگوی آنهاست در ذهن آنها ایجاد کنیم و سپس از آنها بخواهیم جواب آنها را پیدا کنند و خود ما نیز در رسیدن به پاسخهای درست آنها را یاری کنیم.
گروه سوم فرهیختگان جامعه هستند. این گروه به دلیل مطالعات که درباره آخرالزمان و آینده بشریت دارند با چالش‏های در زمینه مهدویت مواجه هستند. در انتقال فرهنگ مهدویت به این گروه، کافیست این چالش‏ها را برطرف کنیم و این مهم با نوشتن کتابها و مقالات علمی و مدنظر قراردادن سئوالها و شبهات جدیدی که در عرصه مهدویت و آخرالزمان مطرح شده حاصل می‏شود.
درست آخر، دوباره تکرار می‏کنیم که فرهنگ مهدویت و انتظار، فرهنگ ارزشها و فرهنگ دین است. و القاء فرهنگ دینی به دیگران محتاج ظرافتهای خاص خود است و افراط در القاء این فرهنگ باعث دلزدگی از آن می‏شود و همانطور که تفریط در القاء این فرهنگ نکوهیده و ناپسند است افراط در آن نیز مذموم و ناپسند است.

نگاهی بر فضیلت های انتظار فرج و وظایف منتظران

در روایات , برای انتظار فرج , ثواب های زیادی , بیان شده است .
« المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله »و « افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج » به گونه ای از این فضیلت ها اشاره دارد .
با دقت در این روایت و روایات مشابه روشن می شود که در فرهنگ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ , انتظار نه صرفا یک حالت روانی , بلکه از مقوله ی عمل شمرده شده است , پس اگر انتظار , یک عمل است , منتظر هم باید عامل باشد.
اگر منتظران با وظایف خود آشنا نباشند و به آن عمل نکنند , تاریخ تکرار خواهد شد و همان گونه که در زمان امام حسین ـ علیه السلام ـ , شیعیان فراوانی وجود داشتند , لیکن از میان آنها , تنها 72 نفر به وظیفه ی خود عمل کردند و لذا امام حسین ـ علیه السلام ـ تنها ماند و آن چه نمی بایست اتفاق بیفتد , اتفاق افتاد , در زمان غیبت هم , چنانچه شیعیان به وظایف خود عمل نکنند , امام زمانشان تنها خواهد ماند و ظهورش به تاخیر خواهد افتاد.
در اینجا پاره ای از وظایف شیعه در دوران غیبت را بر شمرده و به توضیح برخی از آنها می پردازیم :
وظایف منتظران در دو مقوله ی فردی و اجتماعی قابل بررسی است :
وظایف فردی :
1 ـ معرفت امام :
امام کاظم ـ علیه السلام ـ : افضل العباده بعد المعرفه انتظار الفرج .
امام هشتم در معرفی امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ می فرماید : یکون اولی الناس بالناس من انفسهم و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم .
تذکر :
مشکل عمده ی جامعه ی ما , بسط سطحی مهدویت گرایی است .
باید اذعان داشت که مهدویت و انتظار , نه از حیث عقیدتی , نه از حیث اندیشه و تفکر , و نه از حیث سلوک و رفتار , عمق چندانی در بین مردم و خصوصا جوانان ما ندارد و در همین راستا , ضررهای فراوانی متوجه نظام ما شده است .
مهم ترین ریشه ی این مشکل . برخورد سنتی مردم با مهدویت و انتظار است , متاسفانه مردم ما عادت کرده اند , آنچه را که آسان تر است و برای تامین زندگی مادی و عادی آنان , سودمندتر به نظر می رسد , برگزینند و گرایش کمتری به مقوله های معرفتی و تعهدآور داشته باشند. مثلا نیمه ی شعبان را بهانه ای برای طاق نصرت بستن و تزیین معابر و برگزاری جشن ها قرار می دهند و مداحی ها را بر سخنرانی ها و دریافت پیام های مهدویت و انتظار ترجیح می دهند.
البته باید توجه داشت که بستن طاق نصرت و چراغانی ها هر چه بیشتر و بهتر باید انجام شود , اما باید رفتار ما به گونه ای باشد که علاوه بر استفاده از نور ظاهری آنها. از نور معرفت صاحب آنها بهره مند گردیم .
اکثر مردم , زیارت جمکران و نماز صاحب الزمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را تنها ابزاری برای درخواست حوائج از آن بزرگوار می شمارند.
و به جای آن که امام را برای امام بخواهند , امام را برای خود می خواهند. و از این که شناختی نسبت به مقام و مرام آن عزیز سفر کرده ندارند , کمبودی حس نمی کنند , گویا هیچ وظیفه ای در ایام غیبت امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ بر عهده ی افراد گذاشته نشده است .
گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را گر کیمیا دهندت , بی معرفت گدایی
2 ـ محبت به امام :
قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی .
امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ :
فلیعمل کل امر منکم بما یقرب به من محبتنا .
برخی از جلوه های محبت از این قرارند :
یاد حضرت .
دعا برای سلامتی و ظهور حضرت .
اکثروا الدعا بتعجیل الفرج ان الرضا ـ علیه السلام ـ کان یامر بالدعا لصاحب الامر .
صدقه دادن برای سلامتی حضرت .
تقدیم خواست او بر خواست خود.
منصور بزرج می گوید : به امام صادق ـ علیه السلام ـ عرض کردم : آقای من , چه بسیار از شما یاد سلمان فارسی را می شنوم فرمود : نگو سلمان فارسی , بگو سلام محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آیا می دانی چرا بسیار از او یاد می کنم عرض کردم نه .
فرمود : برای سه صفت : .1 مقدم داشتن خواسته ی امیر المومنان ـ علیه السلام ـ بر خواسته خودش ; .2 دوست داشتن فقرا; .3 دوست داشتن علم و علما .
تلاش در کسب رضایت او
اعمال و رفتار و گفتار منتظر بایستی بر وفق رضای محبوب باشد. منتظر باید ببیند , امام چه می پسندد , آیا از کار او راضی است یا نه
به قول امام راحل ـ رحمه الله علیه ـ : توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ عرضه شد , خدای نخواسته , آزرده بشوند و پیش ملائکه الله یک قدری سرافکنده بشوند که , اینها شیعه های من هستند. اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند... باید ما و شما طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست , به دست بیاوریم .
تجدید بیعت (اللهم انی ... عهدا و عقدا و بیعه له فی عنقی ) .
اشتیاق (عزیز علی ان اری الخلق و لا تری ) .  
اظهار ناراحتی از فراق
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبه ولینا .
3 ـ اطاعت
و لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته , علی اجتماع من القلوب فی الوفا بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا .
امام صادق ـ علیه السلام ـ : هم اطوع له من الامه لسیدها .
4 ـ تاسی
پیامبر اکرم ـ علیه السلام ـ : طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یاتم به فی غیبته قبل قیامه .
برخی از صفات حضرت که در آنها باید به ایشان تاسی نمود عبارتنداز :
تقوا
امام رضا ـ علیه السلام ـ یکون .... اتقی الناس .
امام صادق ـ علیه السلام ـ : من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر(15 )
عبادت
امام کاظم ـ علیه السلام ـ : یعتاد مع سمرته صغره من سهر اللیل بابی من لیله یرعی النجوم ساجدا و راکعا. مهدی ـ علیه السلام ـ بر اثر تهجد و شب زنده داری رنگش به زردی متمایل است , پدرم فدای کسی باد که شبها در حال سجده و رکوع است و طلوع و غروب ستارگان را مراعات می کند .
سخت کوشی و جهاد
امام رضا ـ علیه السلام ـ المجاهد المجتهد ...
زهد
امام صادق ـ علیه السلام ـ : ما لباسه الا الغلیظ ولا طعامه الا الجشب . پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : لا یضع حجرا علی حجر .
عدالت
امام باقر ـ علیه السلام ـ : یعدل فی خلق الرحمان , البرمنهم و الفاجر .
سخاوت
امام صادق ـ علیه السلام ـ : المهدی سمح بالمال .
بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد.
امام رضا ـ علیه السلام ـ : یکون ... اسخی الناس .
موضع گیری در برابر بدعت ها
لا یدع بدعه الا ازالها .
نصیحت و خیرخواهی
الولی الناصح .
صبر و بردباری
علیه ... صبر ایوب .
امام صادق ـ علیه السلام ـ : هلک المستعجلون و نجی المسلمون .
این وظایف در دو بخش قابل بررسی است :
الف ) وظایف مردمی
ب ) وظایف حاکمیت
الف ) وظایف مردمی عبارتنداز :
1 دفاع و حمایت از حرکت هایی که در جهت اهداف حضرت باشد مثل انقلاب اسلامی ایران .
 

2 تکریم و بزرگداشت نام و یاد حضرت از راه های :
قرار دادن موقوفات .
برقراری مجالس بزرگداشت (جشن ها , دعای ندبه و...)
شرکت در مجالس بزرگداشت .
ب ) وظایف نهادهای حکومتی :
1 بسط فرهنگ مهدویت , از طریق راه کارهای مناسب در :
جهان (مسلمین و غیر مسلمین ).
ایران .
2 تئوریزه کردن فرهنگ مهدویت : از آن جایی که امروزه تئوری های مختلفی در مورد پایان تاریخ مطرح است و تنور بحث « جهانی شدن » داغ می باشد , بایستی حکومت جهانی امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را با عنوان بهترین تئوری و کارآمدترین گزینه برای پیان تاریخ , به جهانیان معرفی کرد.
3 ارائه الگوهای مناسب از حکومت دینی به جهانیان , تا این که در پرتو آن , جامعه ی جهانی به حکومت مهدوی علاقه مند شده و مهیای آن گردد.
4 فراهم ساختن زمینه های مردمی برای ظهور حضرت ; یوطئون للمهدی سلطانه .
5 شناسایی اهداف حکومت جهانی (مانند : عدالت , بسط معنویت , امنیت , رفاه و...) و تلاش در به دست آوردن راهکارهای مناسب برای نزدیک شدن به آن اهداف .
6 نیرو سازی .
کارگری منتظر واقعی است که به این نیت تلاش و کار می کند که جامعه ای با پایه های قوی اقتصادی و در خور حکومت امام مهدی ـ علیه السلام ـ بسازد.
معلم و استادی منتظر واقعی است که به این نیت درس بدهد که شاگردانی تربیت کند تا بازوان پرتوانی در حکومت جهانی باشند.
دانش آموزی , منتظرواقعی است که درس بخواند تا در عصر ظهور بتواند باری از دوش حضرت بردارد.
پدر و مادری منتظر واقعی است که فرزندان خود را به گونه ای تربیت کند که در خدمت اهداف حضرت باشند.
دانشجویی منتظر واقعی است که فراگرفتن تخصص خود را برای حکومت جهانی و تحمل مسئولیتی در آن جایگاه , قرار دهد.
روحانی ای منتظر واقعی است که در مواعظ خود , مردم را تشنه و مهیای برقراری حکومت جهانی نماید.
چنانچه مردم از اولین روزهای سیاه غیبت با حال تباه خود آشنا می شدند , عصر ظلمت این گونه طولانی نمی شد.
همه ی مردم , بالاخص کسانی که دارای وظیفه بیان این گونه مسائل بوده اند و از گفتن آن غفلت یا تغافل ورزیده اند , باید سخت غمگین و شرمسار باشند.
چرا ما به وظیفه های دوران غیبت عمل نمی کنیم
پاسخ این سئوال آن است که ما به عصر غیبت خو گرفته ایم و به تیرگی ها و تاریکی ها عادت نموده ایم .
اعتیاد و خو گرفتن انسان به هر چیزی , مانند مسئله فطرت و طبیعت , انسان را به سوی آن جذب می کند , به طوری که گویی اراده و اختیار را از او گرفته است .
این قدرت را خدا به انسان داده تا با خو گرفتن به خوبی ها بدون زحمت به سوی آنها جذب شوند و از بدی ها کناره گیرند.
لذا امیر المومنین ـ علیه السلام ـ فرمود : العاده طبع ثان .
اعتیادهای اجتماعی , قدرتی بسیار بیشتر از اعتیادهای فردی دارند , یکی از عادت های شوم اجتماعی , خو گرفتن به وضع موجود است .
در حالی که اگر کسی بتواند عادت های اشتباه را کنار زده و خود را به خصلت های ارزنده انسانی زینت دهد , به بهترین مقامات عالی دست می یابند.
حضرت علی ـ علیه السلام ـ : بغلبه العادات الوصول الی اشرف المقامات .
ترک اعتیاد اجتماعی و رها شدن از قید و بند غفلت از ظهور حضرت انسان را به برترین مقامات می رساند و در پرتو انتظار ظهور. نه تنها از قید و بند غفلت از آن حضرت رها می شود , بلکه غیبت برای او به منزله مشاهده , می شود :
امام سجاد ـ علیه السلام ـ می فرماید : یا ابا خالد! ان اهل زمان غیبته , القائلون بامامته , المنتظرین لظهوره افضل اهل کل زمن . لان الله تعالی ذکره اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بالسیف , اولئک المخلصون حقا و شیعتنا صدقا و الدعاه الی دین الله سرا و جهرا.
و قال ـ علیه السلام ـ : انتظار الفرج من اعظم الفرج .

انتظار سخت است یا آسان!؟

 از پیامبرگرامى اسلام (ص) دو روایت معروف نقل شده است که با مقایسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد!

(افضل لاعمال احمزها )(افضل اعمال امتی انتظار الفرج )

برترین اعمال دشوارترین آن است.برترین اعمال امت من، انتظار فرج است. 

چرا دشوار؟! چرا پرمشقت؟! چرا پر زحمت؟!

علل‏دشوارى‏وظیفه‏منتظران‏رامى‏توان‏درچهارمحورخلاصه‏کرد:
1-آراستگى‏به‏عدالت‏وتقوا
2-آراستگى‏به‏بردبارى‏و‏پایدارى
3-بهره‏مندىازدین‏شناسى‏بنیادین
4- لزرم اصلاح طلبى و ظلم ستیزى

رسیدن به این مراحل‏کارى است بس دشوار!اما شدنى! این‏یعنی‏اینکه‏تقواداشتن‏آسان‏نیست.یعنی‏صبرداشتن کار هر کسی نیست.

یعنی دیندار بودن راحت نیست. دست آخر اینکه، حق و حقیقت را به زبان آوردن و با ظلم جنگیدن به همین راحتی ها نیست که ماها فکرش را می کنیم.

 هرکس دشوارى انتظار را هموار کرد در زمره منتظران حقیقى مولا قرار مى گیرد.

که امام صادق (ع) فرمود: هرکس مى خواهد در شمار منتظران حقیقى باشد باید پارسایى پیشه کند و متخفق به مکارم اخلاق گردد.

 

 

 

 

 

رهبری و انتظار فرج

یکی از عمده‌ترین خدمات و زیباترین اثر وجودی امام خمینی (ره) احیا معنویت و ارزشهای مکتب حیات بخش اسلام از جمله انتظار فرج بوده است.

به گفته تحلیلگران این موضوع، زیربنای همه موفقیت‌ها و خدمات بزرک وبی نظیر ایشان به اسلام و مسلمین و عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است.

در واقع فقیهی که نظام فقاهتی را از تئوری به صورت علمی در آورد و آیات و احکام الهی وارزشهای معنوی را در عمل به مردم نشان داد و چهره اسلام ناب محمدی (ص) را از زنگارهای مهجوریت و خرافه و برداشت های نادرست پاک کرد و مسایل ثبوتی اسلام را در تشکیل حکومت اسلامی به اثبات رساند، کسی جز امام خمینی (ره) رهبر کبیرانقلاب اسلامی نبود.

ایشان زمانی سکان انقلاب اسلامی را به دست گرفتند که فرهنک مبتذل غرب در سایه نظام منحط شاهنشاهی بر بلاد اسلام و مسلمین نفوذ کرده و جوامع اسلامی را به یاس و انحطاط کشانیده بود.

جمود و سکون حاکم بر مجامع اسلامی کار را به جایی رسانیده بود که عناوین ارزشی قرآن و سنت پیامبر عظیم الشان از قبیل صبر، جهاد، هجرت، عفو و انتظار فرج در اثر تحریف و برداشتهای غلط کوته نظران اصالت و قداست خود را از دست داده بود.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب نیز اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج را عامل امید، انگیزه، حرکت، تلاش و قوت قلب انسان و جامعه بشمار آورده اند.

مقام معظم رهبری با این توصیف از انتظار فرج، اعتقاد ملت ایران به مهدویت را عامل و انگیزه ای برای موفقیت های آنها ازابتدای دوران انقلاب اسلامی تاکنون برشمرده و گفته اند: ملت بزرک ایران امروز نیز قوی تر از گذشته و با اراده ای راسخ برای پیشبرد اهداف و آرمانهای بلند خود مستحکم ایستاده و تسلیم هیچ گونه فشار و تهدیدی نخواهدشد.

ایشان با اشاره به اعتقاد ادیان مختلف به ظهور منجی واعتقاد مسلمانان به اصل مهدویت، وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم را وارث انبیاء و مصلحان و ادامه‌دهنده سلسله داعیان الهی دانسته و فرموده اند: انتظار فرج علاوه براینکه به معنای گذرا بودن وضعیت ظلم و جور کنونی دنیا و در نهایت استقرار حکومت عدل الهی است، به مسلمانان می‌آموزد در زندگی فردی واجتماعی هیچ بن بستی وجود ندارد و نباید یاس بر زندگی انسان حاکم شود.

مقام معظم رهبری با تایید براینکه انتظار فرج وامید به آینده بدون عمل معنی نمی‌یابد، به مسئله ناظر بودن امام زمان (عج ) براعمال و رفتار انسان‌ها و خرسندی ایشان از هرگونه فعالیت و نشاط و عزم راسخ درعرصه های معنوی و میدان های کار و تلاش اشاره کرده اند.

معظم له خاطرنشان کرده اند: ملتی که معتقد به مهدویت است، هیچگاه احساس ضعف نمی‌کند وبا قدرت وتحمل سختی‌ها وفشارها به مسیر پیشرفت وعزت خود ادامه می‌دهد و درمقابل زورگویان سر تسلیم فرود نمی‌آورد.

 

 

 

 

 

آخرالزمان

ایجاد زمینه برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام

یکی از مهم ترین تکالیف امام عصر بر شیعیان که خود موجب ادای دیگر حقوق نیز می تواند باشد، ایجاد زمینه جهت ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) در این زمینه می فرمایند:

« باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده اقدام بکند، از صِفر که نمی شود شروع کرد!

جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود (ارواحنا فداه) باشد که در او آمادگی و قابلیت باشد و الا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود، چه علتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولی العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی پاک و پیراسته  کنند؟ چون زمینه ها آماده نبود... اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد!...»

ساده ترین راه و مهم ترین آنها که باید در نظر داشته باشیم تا با در نظر گرفتن آن به این هدف (ایجاد زمینه ظهور) دست یابیم این است که، منتظر واقعی کسی است که از آنچه که امام زمانش کراهت دارد، دوری و اجتناب کند. دلیل ما بر این مطلب توقیعی است که از خود حضرت علیه السلام رسیده است که چنین است:

« فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا ممّا نکرهه و لانوثره منهم » ؛ «پس محبوس نکرد ما را از دوستان مگر خبرهای ناگواری که از ناحیه آنها به ما می رسد که ناخوشایند است در حالی که ما آن کارهای را از ایشان نخواسته ایم.»

پس باید بگوییم که اگر آن چیزهایی که برای حضرت ناخوشایند و موجب غیبت حضرت (ع) هستند، از میان برداشته شود (ان شاء الله)

 زمینه هایی جهت ظهور ایشان فراهم شده و هر چه زودتر ظهور خواهند کرد. (ان شاء الله)

ویژگی های زنان یاور مهدی (عج)

زنان یاور مهدی - عجل الله تعالی فرجه - سه دسته می شوند که عبارتند از :

دسته اول : زنانی که در همان زمان قیام زندگی می کنند.

دسته دوم : زنانی که از آسمان به زمین می آیند.

دسته سوم : زنانی که به برکت ظهور امام زمان - عجل الله تعالی فرجه - زنده می شوند و به دنیا رجعت می کنند ؛ که این دسته خود نیز دو گروه می شوند :

- زنانی که از آنها با نام و نشان یاد شده است.

- و زنانی که فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است.

از این رو شناخت ویژگی های دسته دوم به دلیل نبودن اطلاعات امکان پذیر نیست. و شناخت گروه اول از دسته سوم از طریق بررسی کتب تاریخی ممکن است. ولی در اینجا شناخت دسته اول و گروه دوم از دسته سوم از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا از نظر زمانی امکان قرار گرفتن هر یک از زنان منتظر در این دو دسته وجود دارد.

زنانی که هنگام ظهور حضرت مهدی رجعت می کنند

اینک به اختصار به شرح حال برخی از زنان نامبرده در روایات که در هنگام ظهور مهدی آل محمد رجعت می کنند، اشاره می کنیم:

1- صیانه ماشطه: وی در زمان حضرت موسی (علیه السلام) می زیسته است. او همسر حزقیل پسرعموی فرعون و آرایشگر دختر فرعون بوده است که ایمان خود به حضرت موسی (علیه السلام) را پنهان می کرد. وقتی فرعون از ایمان او آگاه شد او و فرزندانش را در تنور سوزاند. خداوند در اثر صبر و فداکاری آن زن، او را در دولت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) زنده می گرداند تا هم به آن حضرت خدمت نماید و هم انتقام خویش را بازستاند.

2- سمیه مادر عمار یاسر: وی هفتمین نفری بود که به اسلام گروید و بدین سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شکنجه ها را بر او روا داشت. پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره خاندان یاسر فرمودند: «ای خاندان یاسر صبر کنید که وعده گاه شما بهشت است. او اولین زن شهید در اسلام است.»

 

ویژگی های دولت کریمه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

مفهوم دولت کریمه

ابتدا به لغت کرامت  می پردازیم: کرم به معنی شرافت در ذات و شرافت در اخلاق است. ابر کریم، به معنی ابر باران زا است و ارض با کرامت، یعنی زمین که مناسب برای روئیدن گیاه است. و کرم در اخلاق، یعنی بخشودن گناه، و در حقیقت می‏توان گفت: کرم به معنی چیزی گرانبها و نفیس و عزیز است.و دولت هم از دول، دال به معنای دست به دست شدن است و منظور دست به دست شدن حکومت بین افراد و خلفا و امامان است.

و سپس کرامت را می توان گفت که این اوصاف در شخص کریم وجود دارد از قبیل صفات حسنای الهی، انسان، قرآن، نوشته و کتاب، پاداش رزق، مقام و بالاخره دولت به معنی تجمیع همه ی خوبیها و ارزش ها است و در دولت کریمه همه این صفات وجود دارد. و این کرامت با نظر خدا صورت می گیرد و زیر نظر خدا است که اصولی می شود. خداوند خود قانون گزار این کرامت و قانون کریم را بیان می کند. و حاکم و مجری قرار می دهد. و این کرامت نیاز به کارگزارانی دارد تا جامعه ای کریم وار به وجود آید که می شود گفت «ولقد کرمنا بنی آدم» و آخر هم نیاز به حیات کریمه داریم که در دولت کریمه مهدوی، همه عناصر زندگی کریمانه باشد و افراد جامعه نیز مؤمنان و متقیان باشند که مشمول آیه کریمه «ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» به من ایمان و تقوا ایشان عرصه زندگیشان سراسر مملو از برکت سماوی و ارضی خواهد شد، که با ارتباط خاص با خدا عطای ربانی بدان واصل می شود.

انتظار جمعه

من ایمان دارم که روزی خواهی امد .شاید همین فردا !!

شاید همین فردا توبر پلک اسمانی چشم سیاه کعبه قدم بر افراشته با یستی وبا ذوالفقار نور در دست فریاد بر اوری که انا بقیه الله فی الارض

شاید همین فردا این تویی که طنین صدایت به خون خواهی جدت بر اندام شام تیره پوش لرزه افکند!

من با خورشید چشم به راه تو هستم !

هر جمعه از طلوع صبح تا غروب روز تا ان دقیقه که با دل وچشمی خونین انتظار میکشیم جمعهای دیگر را که در انتظار امدنت بنشینیم بر دروازه های جمعه موعود.

این جمعه هم گذشت نیامدی!

این جمعه هم گذشت و نیامدی ومن به این می اندیشمکه چند هزار ثانیه تلخ را باید که بی تو بگذرانم. چند هزار عقربه گیج ومنگ باید دورسرم بچرخندتا بار دیگر در دوازدهمین نگین تابناک تو متوقف شوند.

مولای من !

در گذر از قنوت نافله ات یادی از خستگی جان هایمان کن !یادی کن از تاریکی ثانیه های بی تو !از خلوت اسمان بی ستاره از ناتوانی دستان منتظر

واز جمعه ها که می ایند ومی روند و باز نشانی از تو نیست .

 در آستانه ظهور

احادیثی که به توصیف وضعیت زنان در آخرالزمان پرداخته اند، بیش از روایاتی هستند که درباره موقعیت آنان در عصر پس از ظهور سخن گفته اند. امام این احادیث توصیف کننده وضع زن و خانواده در آستانه ظهور مبین موقعیت زن و خانواده در حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است؛ یعنی فساد زن و تزلزل خانواده در انتهای عمر بشر از علل مهم ظهور آن امام معصوم است. بنابراین او می آید تا این فسادها را از میان بردارد. آنچه از فساد زنان خانواده ها در آخرالزمان گفته می شود، در حکومت امام زمان، عکس آن جاری و ساری است.

از این رو اگر، تصویری معکوس از احادیث آستانه ظهور در ذهنمان مجسم کنیم، توانسته ایم تصویری واقعی از جایگاه زن و خانواده در جهان پس از ظهور ارائه دهیم.

 

 

 

 

 

 


:: برچسب‌ها: مقالات